|
مشکلات از روزی آغاز شد که لاریجانی در جلسه استیضاح وزیر اقتصاد در حمایت از او سخن گفت. دولت دید که مجلس توان تصمیم گیری در برابر استیضاج یک وزیر را هم ندارد، با این گونه اقدامات ما، آنها دیگر از مجلس حسابی نمی برند.رئیس دولت بودجه را که دیر تحویل می دهد، صد تا کاری غیر قانونی دیگر هم انجام می دهد. اینها به دلیل این است که مجلس او را پای کار نمی کشاند. تا الان احمدی نژاد را احضار نکرده ایم که حساب پس دهد. نتیجه هم این بود که بگوید : "مجلس در راس امور نیست".
یکی از نمایندگان مجلس عدم حضور برخی مسئولان دولتی در مجلس را به دلیل سهل انگاری های مجلس در تعامل یک طرفه با رئیس جمهور می داند و می گوید که اگر مجلس همان یک سال پیش از رییس جمهور سئوال می کرد، کار بدین جا نمی کشید. وی تاکید می کند که گرچه مشکل از همان جا آغاز شد که لاریجانی در دفاع از وزیر دولت سخن گفت، آنها گمان کردند که دیگر مجلس نمی تواند از حق قانونی خود برا نظارت بر عملکرد دولت استفاده کند. موثی الرضا ثروتی در گفتگو با «فردا» با انتقاد از عدم حضور رئیس کل بانک مرکزی در مجلس جهت بررسی و پاسخگویی نوسانات ایجاد شده در بازار ارز و سکه، گفت: البته با توجه به اینکه بهمنی برای انجام کارهای خود از رئیس دولت دستور می گیرد، باید آقای احمدی نژاد پاسخگوی وضع موجود باشد. |


انگار در حوزه مصاحبه با رئیسجمهور هم تمام سوالات و پاسخها در نهایت به یک جا ختم میشود، بهتر است از این موضوع هم بگذریم، در یکی دو هفته گذشته یک سایت (و به دنبال آن بعضی سایتها و روزنامههای دیگر) خبری در خصوص شما منتشر کرد، ایا آن خبر صحت داشت؟
در مورد من ؟!
بله !
یعنی اسم بنده را برده بود؟
نه ولی تلویحا منظورشان شما بودید.
موضوع چه بود؟
اینکه شما به علت ارتباط داشتن با متهمان پرونده بانکی اخیر، به عنوان مطلع به دادستانی احضار شده اید.
خوب پس قطعا منظورش من نبودهام.
چطور؟
چون تا آنجا که به من مربوط میشود بنده هرگز نه به دادستانی و نه هیچ مرجع قضایی، به هر عنوان احضار نشدهام و هیج ارتباطی هم با این موضوع نداشته ام.
پس منظور چه کسی بوده؟
عرض کردم اصلا اطلاعی ندارم. ولی علیالقاعده اخبار مربوط به دادستانی و پروندههای بانکی صرفا براساس اطلاعیههای رسمی دادستانی یا اظهارات مقامات قضایی، معتبر است.
حالا اگه منظورش شما بوده باشید چه؟
خب در آن صورت، رسانه مورد نظر دورغ گفته و نشر اکاذیب کرده است. در ادبیات حقوقی به این گونه اقدامات « نشر اکاذیب و تهمت و افترا به قصد تشویش اذهان عمومی» گفته میشود.
البته این شایعات و اتهامات هم لزوماً مربوط به الان و یا فقط بنده نیست. تا آنجا که به من مربوط میشود هیچ وقت بنا نداشتهام به این دروغها پاسخ بدهم اما از طرفی متاسفانه گاهی سکوت حمل بر صحت میشود، از سویی من انرژی و وقت و حتی امکان آن را ندارم که هر روز بخواهم جوابیه بدهم و از طرف دیگر به قول حقوقدانها البینته بالمدعی. اما تعجب من از آن است که چنین دروغهای شاخداری را به این راحتی مینویسند.
از این موضوع بگذریم. اما من میخواهم به شما تبریک بگویم، به خاطر نامی که برای سایت خود انتخاب کردهاید و در عین حال تاکید کنم که مراقب باشید. ما مفهوم خیلی واژگان مهم رو بخاطر استفاده غلط، در ذهن مردم بیارزش کردهایم. شما حرمت این کلمه را حفظ کنید. قانون یکی از مرزها و معیارهای اصلی جوامع انسانی در برابر توحش است. قانون معیار حق و تکلیف است. اگر دروغ گناه کبیره است که قطعا هست، دروغگویی در رسانهها بسیار بسیار کریهتر و مخربتر است چون گستره و اثرگذاری آن بسیار بیشتر است.
بسیار خب، از این موضوع هم بگذریم، آقای حیدری، در جایی گفتید از رانت شهرت و ارتباطات خود برای دوستانتان استفاده نمیکنید، در مورد خودتان چطور، از این رانت مثلاً برای انجام کارهای شخصیتان استفاده میکنید؟
فرض کنید خود شما الان قصد دارید بروید سفر و به هر علتی، بلیت هم گیر نمیآید. اگر یک آشنایی در ایرانایر داشته باشید، خداوکیلی به او زنگ میزنید یا نه؟ من میتوانم خیلی راحت به شما بگویم که نخیر من اصلاً از کسی برای کارهای شخصیام، درخواستی نمیکنم؛ اما دارم به شما واقعیت را عرض میکنم؛ اگر شما برای کاری بخواهید به شهرداری بروید و یک آشنایی آنجا داشته باشید مسلم است اولین کاری که میکنید این است که قبل از رفتن به او زنگ میزنید. این در جامعه ما امری طبیعی است. در این مقیاس بله من از روابطم استفاه میکنم، ولی اینکه بروم پیش فلان وزیر که مجوز فلان چیز را به من بده که به هیچکسی نمیدهد؛ اطمینان میدهم در تمام عمر حرفهایام این کار را نکردهام؛ هرگز! چون به محض اینکه چنین درخواستی را بدهم، بهتبع آن درخواستهایی از آن طرف خواهد آمد، آنوقت باید دهانتان را ببندید. کسی میتواند حرف بزند که به قول معروف جایی بند را آب نداده باشد!
این سؤالی که میپرسم به نوعی شروع بخش سوم مصاحبهمان است؛ شما به جز مجریگری کار اقتصادی دیگری هم میکنید؟
نه؛ من فقط مطب دارم و مجری تلویزیون هستم. البته کار مشاوره و نویسندگی هم گاهی انجام میدهم. اما باید به یک نکته تاکید کنم. به موجب قانون اساسی و قوانین عادی، هر شهروندی حق دارد در چارچوب قانون و مقررات فعالیت اقتصادی کند. بنده هم به عنوان یک شهروند این حق را دارم و این حق محفوظ است. اتفاقاً کار اقتصادی خیلی هم خوب است، هم احتیاجات را برطرف میکند و هم ذهن انسان را فعال، پویا و منطقی میکند. بنده هم مثل بقیه.
یعنی منبع درآمد دیگری ندارید؟
یک منبع درآمد خوب من که عملاً بخش قابلملاحظهای از کل درآمد زندگی من است، حضور در مراسمها، سمینارها و کنفرانسها به عنوان مجری است که میتوانم بگویم درآمد اصلی من به نوعی همین است.
x42 سال.
نمونههای خارجی مشابه با برنامه خودتان که دنبال میکنید کدامها هستند؟
من برنامههای سباستین را خیلی دوست دارم، یک زمانی هم برنامههای لری کینگ را خیلی دنبال میکردم، برنامههای گفتوگوی بیبیسی انگلیسی را هم دنبال میکنم. کارهای اپرا هم خیلی دیدنی است اگر چه جنس آن متفاوت است . هرچند که در یک سال و نیم اخیر به دلیل مشغلههای کارِ رساله دکترایم اخیراً زیاد وقت نمیکنم این برنامهها را دنبال کنم.
مجریهای شناخته شده تلویزیون در همه جای دنیا، دستمزدهای بالایی میگیرند، شما برای اجرای برنامهتان چقدر دستمزد میگیرید؟
برای هر برنامه هیچی! ما یک حقوق کارمندی داریم که طبق نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولتی امسال فکر کنم خالص دریافتیام 450هزار تومان است، ولی فیش حقوقیام 680 هزار تومان است. البته آنها که به صورت برنامهای هم دستمزد میگیرند خیلی رقم بالایی دریافت نمیکنند، متوسط پرداخت برای برنامههای سیاسی 40 تا 50 هزار تومان به ازای هر برنامه است.
فکر میکنید مجریهای معروف خارجی هم سمینار و مراسمهای بیرون از تلویزیون اجرا میکنند؟
نه اصلا ، فکر نمیکنم، چون هم فضای کاری آنجا متفاوت است و هم اینکه نیازی ندارند. چون برای اجراهایشان قراردادهای 10 میلیون دلاری و حتی 30 میلیون دلاری در سال میبندند.
شما هر وقت به خارج از کشور میروید اولین خبر این است که «حیدری از ایران رفت!»، واقعاً آنجا درس میخوانید؟
بله من چهار سال است که در دانشگاه بوردو فرانسه دکترای مدیریت میخوانم که این هفته هم باید برای دفاع نهایی از پایاننامهام میروم فرانسه و انشاله تمام میشود.
خودتان پایاننامهتان را نوشتهاید؟
بله اگر خدا قبول کند! (با خنده) این یک سال و نیمی که همه کارهایم را تعطیل کردم، در حال کار روی آن بودهام. از طرفی موضوع پایاننامه به گونهای است که قبلاً کمتر کار مشابهی آنهم با این وسعت در این زمینه انجام شده است . دلیل آن هم روشن است چون اساساً موضوع بسیار جدید است. موضوع پایان نامه من مطالعه مقایسه ای و ارزیابی علل و نتایج «مزیتهای بانکداری اسلامی در برابر بانکداری سنتی در بحران اخیر مالی جهانی» است که اتفاقا با استقبال خیلی زیادی هم روبرو شده است. موضوع بسیار جذابی است و فوق العاه راضیام.
شما در یکی از برنامههای تلویزیون گفتید که ماشینتان پراید است، هنوز آن پراید را دارید؟
نه ندارم؛ آن برنامه مربوط به برنامه صندلی داغ سال 81 بود.
میتوانم بپرسم در حال حاضر آن پراید با چه ماشینی جایگزین شده است؟
خب پراید را فروختم دیگر!
منظورم ماشینی است که الان دارید؟
من الان یک هیوندا دارم.
هیوندای ورنا؟!
نه هیوندای Ix55 دارم، البته هیوندای ورنا هم قبلاً داشتهام.
اگر قیمتش را هم بگویید ممنون میشوم.
من خریدم 72 میلیون، ولی الان فکر کنم بیشتر باشد.
شما منزل شخصی دارید؟
بله. بعد از 10 سال پرداخت حق عضویت، تعاونی مسکن صداوسیما یک آپارتمان به ما داد که دوستان و همکاران رفتند ساکن شدند و من آن را اجاره دادم و با پول آن این ماشین را خریدم. چون دوست دارم همه فکر کنند من وضع مالیام خیلی خوب است.
پس منزل شخصی خودتان در حال حاضر کجاست؟
همین جا!
یعنی با مادرتان زندگی میکنید؟
قانون
چرا، مطبم هست که مالکش خودم میباشم.


